بسیاری از شرکتها تلاش میکنند زنجیره تامین خود را با پیادهسازی فناوریهای لجستیک ارتقا دهند، اما یک نظرسنجی جدید نشان میدهد که تنها ۱۲.۱ درصد از سازمانها موفق شدهاند پروژههای فناوری خود را به موقع، با بودجه مصوب و با دستیابی به نتایج مورد انتظار به سرانجام برسانند.
نتایج تکاندهنده نظرسنجی جیبیاف
بر اساس این نظرسنجی که در ماه می ۲۰۲۶ توسط شرکت مشاوره استراتژی لجستیک و یکپارچهسازی فناوری JBF Consulting مستقر در ایالت کنتیکت انجام شده است، ۸۸ درصد دیگر از سازمانها حداقل در یکی از این سه معیار (زمان، بودجه یا اهداف) شکست خوردهاند.
این جامعه آماری شامل بیش از ۲۰۰ نفر از متخصصان زنجیره تامین و لجستیک بوده است که چالشهای موجود در حوزه فناوری لجستیک را به تصویر میکشند.
شکاف بین یکپارچهسازی سیستم و کسبوکار
به گفته شرکت JBF، یکی از دلایل اصلی این کسری آن است که تفاوت میان سیستمی که صرفاً کار میکند و سیستمی که کسبوکار را به پیش میبرد، به ندرت پیش از امضای قرارداد تعریف میشود و این فاصله پیوسته هزینهای بیشتر از برنامه ریزی سازمانها به همراه دارد.
این مطلب در وایتپکری با عنوان «یکپارچهسازی کسبوکار در برابر یکپارچهسازی سیستم: تفکیکی که پیادهسازیهای دارای ارزش تجاری را از پروژههای صرفاً عملیاتی جدا میکند» مطرح شده است.
تعریف شکاف یکپارچهسازی پیادهسازی
این گزارش تمایز حیاتی میان «یکپارچهسازی سیستم» (کار فنی استقرار نرمافزار) و «یکپارچهسازی کسبوکار» (کار سازمانی بازطراحی فرآیند، حاکمیت، آموزش و مدیریت تغییر که باعث عملکرد واقعی سیستم میشود) قائل میشود.
شرکت JBF از این کسری با عنوان «شکاف یکپارچهسازی پیادهسازی» یاد میکند؛ جایی که تنها ۷.۷ تا ۱۲.۱ درصد از سازمانها گزارش دادهاند که هر یک از رشتههای یکپارچهسازی کسبوکار را به خوبی اجرا کردهاند.
اهمیت آموزش و مدیریت تغییر
برد اف (Brad F) در تبیین این موضوع بیان کرده است که «یکپارچهسازی سیستمها اجاق گاز را نصب میکند، اما یکپارچهسازی کسبوکار به افراد یاد میدهد که چگونه رستوران را اداره کنند.»
این تمایز نشان میدهد که تمرکز صرف بر جنبههای فنی فناوری لجستیک بدون آمادگی سازمانی و مدیریت تغییر در زنجیره تامین به ناکامی در دستیابی به ارزش تجاری منجر میشود.
منبع: thescxchange

بدون دیدگاه