مدیران اجرایی زمان زیادی را صرف تصمیمگیری درباره این موضوع میکنند که چه چیزی را نباید به مشتریان بگویند. هنگامی که یک تامینکننده در استانداردهای کارگری کوتاهی میکند، یک آسیبپذیری سایبری شناسایی میشود اما هنوز بهطور کامل حل نشده است، یا یک ابتکار پایداری با وجود پیشرفت، چندین هدف را از دست داده است، غریزه تقریبا جهانی این است که ابتدا مشکل را حل کنند و بعدا داستان را تعریف کنند. از این گذشته، اعتراف داوطلبانه به کاستیها به نظر میرسد دعوتی برای انتقاد باشد.
چالش با خرد سنتی در زنجیره تامین
این غریزه منطقی به نظر میرسد، اما تحقیقات جدید منتشر شده در نشریه Journal of Business Logistics نشان میدهد که ممکن است اشتباه باشد. این مطالعه نشان داد که مصرفکنندگان بیشتر تمایل دارند شرکتهایی را پیشنهاد کنند که به طور آشکار هم موفقیتها و هم چالشهای باقیمانده خود را تصدیق کردهاند، در مقایسه با شرکتهایی که هیچ اطلاعات معناداری ارائه ندادهاند.
این یافته برخلاف خرد سنتی است زیرا خود افشاگری حاوی اخبار بدی است. با این حال، خودداری از ارائه اطلاعات حتی کم اثرتر ثابت شد.
فراتر از شفافیت: نقش کلیدی صداقت
توضیح واضح این خواهد بود که مصرفکنندگان به سادگی از شفافیت قدردانی میکنند. با این حال، این تحقیق به چیزی ظریفتر اشاره دارد. خود شفافیت چیزی نیست که رفتار را تغییر دهد. اعتماد است که این کار را میکند.
مصرفکنندگان مطمئنا به میزان شفافیت یک شرکت اهمیت میدهند، اما آنها همچنین ارزیابی میکنند که آیا شرکت به اندازه کافی صادق به نظر میرسد که وقتی حقیقت ناخوشایند است، آن را بگوید یا خیر. اینها قضاوتهای جداگانهای هستند و دومی اغلب وزن بیشتری نسبت به آنچه مدیران تصور میکنند دارد.
درک رفتار مصرفکننده در بازارهای مدرن
برای درک اینکه چرا این اتفاق میافتد، محققان نسخههای مختلفی از یک خردهفروش آنلاین پوشاک را به مصرفکنندگان ارائه دادند تا ارزیابی دقیقی از نحوه شکلگیری اعتماد و قضاوتهای آنها نسبت به عملکردهای زنجیره تامین و ارتباطات شرکتی به دست آورند.
منبع: thescxchange

بدون دیدگاه